معرفی انیمیشن به من دست نزن من می ترسم (Don’t Hug Me I’m Scared)
انیمیشن "به من دست نزن من می ترسم" (Don’t Hug Me I’m Scared – DHMIS) اثری سوررئال و عمیق است که با فریبندگی انیمیشن کودکانه، مضامین تاریک و فلسفی را به شیوه ای تکان دهنده و تأثیرگذار بررسی می کند. این مجموعه فراتر از یک نمایش عروسکی ساده، تجربه ای منحصربه فرد از نقد جامعه و روان انسان را ارائه می دهد که مرزهای میان واقعیت و کابوس را در هم می شکند. مخاطبان با تماشای این اثر، خود را در برابر سوالاتی بنیادین درباره ماهیت آموزش، کنترل و آزادی می یابند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع و عمیق از "Don’t Hug Me I’m Scared" نوشته شده است تا پرده از لایه های پنهان آن برداشته و ابعاد کمتر دیده شده این پدیده فرهنگی را روشن کند.

Don’t Hug Me I’m Scared چیست؟ تعریفی جامع
انیمیشن "Don’t Hug Me I’m Scared" (DHMIS) یک مجموعه ی ویدیویی مستقل بریتانیایی است که در ژانرهای کمدی سیاه، موزیکال، ترسناک روانشناختی و سوررئال جای می گیرد. این اثر توسط دو هنرمند به نام های بکی اسلون (Becky Sloan) و جوزف پلینگ (Joseph Pelling) خلق شده و برای اولین بار در سال ۲۰۱۱ به صورت وب سری در یوتیوب منتشر شد. آنچه DHMIS را متمایز می کند، توانایی آن در ظاهر شدن به شکل یک نمایش عروسکی کودکانه است که به تدریج به سوی مضامین بزرگسالانه، خشونت آمیز و کاملاً آزاردهنده تغییر مسیر می دهد. هدف اصلی این مجموعه، به چالش کشیدن مفاهیم رایج و تزریق نوعی اضطراب وجودی به مخاطب است. این انیمیشن بیشتر برای مخاطبان بزرگسال و نوجوانان بالای ۱۶ سال مناسب است، زیرا محتوای آن به دلیل تصاویر گرافیکی، مضامین عمیق و رویکرد روانشناختی خود، می تواند برای کودکان نامناسب باشد.
دنیایی فریبنده و وحشت آفرین: داستان و سیر روایی
داستان "Don’t Hug Me I’m Scared" حول محور سه شخصیت عروسکی اصلی می چرخد: پسر زرد، آقای قرمز و اردک. هر قسمت، این سه دوست توسط یک "معلم" جدید ملاقات می شوند که در ابتدا دوستانه و شاد به نظر می رسد و قصد دارد به آن ها درسی را بیاموزد؛ درسی درباره مفاهیمی مانند خلاقیت، زمان، عشق، غذا یا کامپیوتر. اما این درس های به ظاهر ساده به سرعت از کنترل خارج شده و به کابوسی سوررئال و خشونت آمیز تبدیل می شوند. معلم ها که اغلب اشیای بی جان هستند، رفتارهایی وسواسی و گاه بی رحمانه از خود نشان می دهند و شخصیت های اصلی را به سمت درک مفاهیم تاریک تری سوق می دهند.
سیر روایی وب سری اولیه، به تدریج عمیق تر و پیچیده تر می شود و از قسمت های جداگانه به یک روایت پیوسته و رمزآلود تبدیل می گردد که با گذشت زمان، پرده از یک دنیای بزرگ تر و سیستماتیک تر برمی دارد. در مقابل، سریال تلویزیونی که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، با بودجه ای بالاتر و کیفیت تولید بهتر، همین طرح کلی را حفظ می کند اما با پرداخت عمیق تر به شخصیت ها و بسط دادن جهان "DHMIS"، تلاش می کند تا لایه های جدیدی از داستان و معنا را ارائه دهد. این تحول، به مخاطب این امکان را می دهد که نه تنها شاهد جنون فزاینده باشد، بلکه سعی در کشف ریشه ها و دلایل این وضعیت داشته باشد.
شخصیت ها: عروسک هایی در بند ناخودآگاه
شخصیت های اصلی "Don’t Hug Me I’m Scared"، هر یک نمادی از جنبه های مختلف ذهن یا جامعه بشری هستند که در دام یک سیستم آموزشی و کنترلی گرفتار شده اند. تعاملات آن ها با یکدیگر و با معلم ها، لایه های عمیق تری از مضامین روانشناختی و فلسفی اثر را آشکار می کند.
پسر زرد (Yellow Guy)
پسر زرد یا Doi، اغلب ساده لوح ترین و کودک صفت ترین عضو گروه است. او با کنجکاوی و معصومیت خود، به راحتی تحت تاثیر قرار می گیرد و سوالات بی ربط یا گاهی اوقات عمیق می پرسد. او نمادی از ذهن خام و انعطاف پذیر است که به راحتی می تواند توسط اطلاعات نادرست یا ایدئولوژی های سمی شکل بگیرد. معصومیت از دست رفته و ناتوانی در درک کامل وحشت پیرامونش، او را به یکی از مظلوم ترین و دلسوزترین شخصیت ها تبدیل می کند. او غالباً تنها شخصیتی است که به پیامدهای اعمال معلمین و جنون پیرامونش واکنش های احساسی نشان می دهد.
آقای قرمز (Red Guy)
آقای قرمز، با ظاهری بی حس و منطقی، اغلب بی تفاوت ترین یا کنایه آمیزترین عضو تیم است. او نماینده ی عقل و منطق است که در برابر جنون حاکم بر جهان DHMIS مقاومت می کند، اما این مقاومت غالباً به نتیجه ای نمی رسد یا او را به سمت انفعال و پذیرش سوق می دهد. او سعی می کند با فرار از موقعیت های ناراحت کننده یا ابراز نارضایتی هایش، از وضعیت موجود بگریزد، اما همواره به دام آن بازمی گردد. او در برخی قسمت ها، نمادی از تلاش برای رهایی یا درک حقیقت در یک محیط کنترل شده است.
اردک (Duck Guy)
اردک، با شخصیتی خودبین، گاهی بی رحم و کمی مغرور، نمادی از مصرف گرایی، پوچی یا خودخواهی انسان مدرن است. او اغلب با نظرات بی ربط، بی مورد یا حتی خشن خود، به تشدید موقعیت ها دامن می زند و به ندرت به عمق مسائل می اندیشد. مرگ ها و بازگشت های مکرر او، می تواند نمادی از ماهیت دوره ای سیستم یا ناتوانی در گریز از سرنوشت از پیش تعیین شده باشد. او همچنین می تواند نشان دهنده بخش هایی از جامعه باشد که بدون تفکر عمیق، اطلاعات را می پذیرند یا به منافع شخصی خود اهمیت می دهند.
معلم ها (Teachers)
معلم ها، که هر قسمت در قالب اشیای مختلف (مانند یک ساعت، یک دفترچه، یک لامپ، یک کامپیوتر، یک قوطی کنسرو یا حتی یک پرنده) ظاهر می شوند، نقش محوری در پیشبرد داستان و تزریق وحشت دارند. آن ها در ابتدا با آهنگ ها و جلوه های بصری شاد، درس هایی را ارائه می دهند که به سرعت به ابزاری برای شستشوی مغزی، کنترل اطلاعات یا تحریف واقعیت تبدیل می شوند. هر معلم نمادی از یک ایده یا مفهوم اجتماعی است که به شکلی افراطی و گاهی اوقات سرکوبگرانه، به شخصیت ها تحمیل می شود. آن ها نمایشگر قدرت های پنهان یا سیستماتیکی هستند که سعی در کنترل تفکر و رفتار افراد دارند و با ایجاد اضطراب و ترس، به اهداف خود می رسند.
سبک هنری و جلوه های بصری: زیبایی در دل آشوب
یکی از شاخص ترین ویژگی های "Don’t Hug Me I’m Scared"، سبک هنری منحصربه فرد و جلوه های بصری آن است که نقش کلیدی در ایجاد فضای سوررئال و وهم آلود ایفا می کند. این انیمیشن با تلفیق استادانه تکنیک های مختلف، از مرزهای انیمیشن سنتی فراتر رفته و تجربه ای بصری متفاوت را به مخاطب ارائه می دهد.
در قلب سبک بصری DHMIS، انیمیشن عروسکی (ماپت) قرار دارد که یادآور نمایش های کودکانه بی گناه است. این عروسک ها با طراحی ساده و رنگارنگ خود، در ابتدا حسی از آشنایی و راحتی را القا می کنند. اما این سادگی به سرعت با استفاده از استاپ موشن (Stop-Motion) برای ایجاد صحنه های متحرک و پویا، و همچنین ادغام با لایو اکشن (Live Action) که شخصیت های انسانی و اشیای واقعی را وارد دنیای عروسکی می کند، در هم می شکند. این ترکیب، مرز بین واقعیت و انیمیشن را محو کرده و به مخاطب حس غریبی از عدم قطعیت می بخشد.
علاوه بر این، انیمیشن از تکنیک های دو بعدی و سه بعدی نیز بهره می برد. تغییر ناگهانی از انیمیشن عروسکی به انیمیشن های دیجیتالی با جلوه های ویژه خیره کننده (مانند صحنه های خونین یا دگرگونی های عجیب و غریب)، شوک و وحشت را به حداکثر می رساند. این تضاد عمدی بین سبک های هنری، به تماشاگر یادآوری می کند که این اثر تنها یک نمایش عروسکی ساده نیست، بلکه دنیایی پیچیده و چندلایه است که می تواند به هر شکلی تغییر یابد.
پالت رنگی و نورپردازی در DHMIS نقش مهمی در ایجاد تضاد دارند. در ابتدا، صحنه ها با رنگ های شاد و روشن و نورپردازی گرم، فضایی دوستانه و کودکانه را تداعی می کنند. اما به تدریج، این رنگ ها تیره می شوند، نورپردازی به سمت سایه های وهم آلود و رنگ های غیرطبیعی گرایش پیدا می کند، و صحنه ها به محیط هایی تاریک و کابوس وار تبدیل می شوند. این تغییرات بصری، به صورت مستقیم با تحول مضامین از معصومیت به وحشت همسو هستند.
طراحی صدا و موسیقی نیز بخش جدایی ناپذیری از تجربه بصری DHMIS است. آهنگ ها در ابتدا شاد، گوش نواز و کودکانه هستند، اما با پیشرفت هر قسمت، ملودی ها دگرگون شده و به صداهایی ناموزون، ناهنجار و ترسناک تبدیل می شوند که حس اضطراب و جنون را تقویت می کنند. این دگردیسی صوتی و بصری، با هم کار می کنند تا فضایی سوررئال و آشفته را خلق کنند که مخاطب را درگیر خود می سازد و او را به تفکر درباره پیام های پنهان اثر وامی دارد.
مضامین عمیق و پیام های پنهان: فراتر از یک نمایش عروسکی
اگرچه "Don’t Hug Me I’m Scared" در نگاه اول ممکن است مجموعه ای از ویدئوهای عجیب و غریب به نظر برسد، اما در پس این ظاهر فریبنده، لایه های عمیقی از مضامین فلسفی، روانشناختی و نقد اجتماعی نهفته است که آن را به اثری قابل تأمل تبدیل می کند. این مضامین، دلیل اصلی محبوبیت و ماندگاری آن در میان مخاطبان جدی هستند.
نقد سیستم آموزشی و کنترل اطلاعات
یکی از بارزترین مضامین DHMIS، نقد تند و تیز سیستم آموزشی سنتی و کنترل اطلاعات است. معلم ها نمادی از نهادها یا افراد مقتدری هستند که دانش را به شکلی محدود و جهت دار به شخصیت ها (و در نتیجه به مخاطب) ارائه می دهند. جملاتی نظیر "درست فکر کن!" در حالی که تنها یک مسیر فکری خاص را مجاز می دانند، نشان دهنده این است که آموزش به جای تشویق به تفکر مستقل، به ابزاری برای القاء و شستشوی مغزی تبدیل شده است. این نقد، به چگونگی شکل گیری عقاید و ارزش ها در ذهن افراد از طریق آموزش های از پیش تعیین شده می پردازد.
مصرف گرایی و تبلیغات
این انیمیشن به شدت مصرف گرایی و تأثیر تبلیغات رسانه ها بر تفکر و هویت فردی را زیر سوال می برد. قسمت هایی که به "غذا" یا "کامپیوتر" می پردازند، نشان می دهند چگونه رسانه ها و محصولات می توانند نیازهای کاذب ایجاد کنند و افراد را به چرخه ای بی پایان از خواسته و ناخواسته بکشانند. شخصیت ها به راحتی توسط محصولات و ایده های تبلیغاتی وسوسه می شوند و این موضوع به عواقب فاجعه باری منجر می شود که نشان دهنده تأثیر مخرب تبلیغات بر روان و هویت انسان است.
وجودگرایی و آزادی اراده
یکی از چالش برانگیزترین سوالات در DHMIS این است که "آیا شخصیت ها انتخاب دارند؟" یا "سرنوشت آن ها از پیش تعیین شده است؟" این سوال، به هسته وجودگرایی و آزادی اراده می پردازد. هر بار که شخصیت ها تلاش می کنند از وضعیت موجود فرار کنند یا تفکر متفاوتی داشته باشند، توسط سیستمی پنهان یا ناپیدا به مسیر اولیه بازگردانده می شوند. این موضوع، به پوچی تلاش برای آزادی در یک سیستم کنترل شده و از پیش برنامه ریزی شده اشاره دارد.
عقل و جنون: مرز بین واقعیت و وهم
DHMIS به طور مداوم مرز بین عقل و جنون، و همچنین واقعیت و وهم را مخدوش می کند. وقایع سوررئال و غیرمنطقی به گونه ای رخ می دهند که شخصیت ها و بینندگان را دچار سردرگمی می کنند. این سردرگمی، مخاطب را وامی دارد تا درباره درک خود از واقعیت و میزان قابل اعتماد بودن حواس و تفکراتش، تامل کند. آنچه در ابتدا عادی به نظر می رسد، به سرعت به یک کابوس منطق گریز تبدیل می شود.
تروما و آسیب پذیری روانی
برخی تحلیل ها، DHMIS را به عنوان یک استعاره برای تروما و آسیب پذیری روانی تفسیر می کنند. شخصیت ها مکرراً در معرض خشونت های روانی و جسمی قرار می گیرند که بدون هیچ پیامد دائمی بر آن ها تأثیر می گذارد؛ گویی در یک حلقه باطل از تروما گرفتار شده اند. این موضوع می تواند نمادی از مکانیسم های دفاعی ذهن در برابر رنج یا ناتوانی در پردازش و غلبه بر تجربیات دردناک باشد.
Don’t Hug Me I’m Scared با تلفیق بی نظیر انیمیشن کودکانه و وحشت روانشناختی، نه تنها مخاطب را سرگرم می کند، بلکه او را به چالش می کشد تا درباره ساختارهای کنترل کننده جامعه و ماهیت هویت انسانی عمیق تر بیندیشد.
فلسفه زمان و مرگ: نمایش گذر زمان و بیهودگی وجود
قسمت "زمان" یکی از برجسته ترین نمونه ها در بررسی فلسفه زمان و مرگ است. ساعت به عنوان معلمی که اهمیت زمان را یادآور می شود، در نهایت به موجودی وحشتناک تبدیل می گردد که بی معنایی گذر عمر و اجتناب ناپذیری مرگ را به تصویر می کشد. این بخش، به بیهودگی تلاش برای کنترل زمان و مواجهه با فناپذیری اشاره دارد.
پوچی و بی معنایی زندگی: مواجهه با عدم قطعیت
در نهایت، DHMIS به پوچی و بی معنایی زندگی در مواجهه با عدم قطعیت و نبود یک هدف مشخص می پردازد. شخصیت ها در یک محیط تکراری و بی هدف گرفتار شده اند، جایی که هر درس به ناکجاآباد ختم می شود. این موضوع می تواند بازتابی از دیدگاه های اگزیستانسیالیستی باشد که بر بی پایه بودن زندگی و نیاز به خلق معنای شخصی تاکید دارد، حتی در مواجهه با بی معنایی بنیادین.
هویت و خودشناسی: گم شدن در دنیای تلقین شده
شخصیت ها در طول سریال هویت های مختلفی را تجربه می کنند یا مورد دستکاری قرار می گیرند، که این موضوع به هویت و خودشناسی می پردازد. این انیمیشن نشان می دهد که چگونه هویت فرد می تواند تحت تاثیر آموزش های بیرونی، تبلیغات و محیط اطراف شکل گیرد و حتی از بین برود. در نهایت، این اثر به مخاطب تلنگر می زند تا به دنبال خود واقعی اش در میان هیاهوی اطلاعات و تلقین های جامعه بگردد.
چرا Don’t Hug Me I’m Scared اینقدر محبوب شد؟
"Don’t Hug Me I’m Scared" به دلایل متعددی توانست به یک پدیده فرهنگی تبدیل شود و محبوبیت گسترده ای در سراسر جهان به دست آورد. این محبوبیت نه تنها به دلیل ماهیت منحصربه فرد آن، بلکه به خاطر توانایی آن در برقراری ارتباط عمیق با مخاطبان از طریق لایه های پنهانش بود.
تازگی و نوآوری
DHMIS با شکستن قواعد ژانر و انتظارات مخاطب، تازگی بی نظیری را ارائه داد. در زمانی که انیمیشن های اینترنتی عمدتاً به دنبال کمدی صرف یا محتوای فانتزی بودند، DHMIS با تلفیق هولناک انیمیشن کودکانه و مضامین ترسناک روانشناختی، مخاطبان را غافلگیر کرد. این نوآوری بصری و روایی، به سرعت توجه ها را به خود جلب کرد.
معماگونگی و عمق
این مجموعه به جای ارائه پاسخ های ساده، مخاطب را به تفکر و تحلیل تشویق می کند. هر قسمت پر از نمادها، ارجاعات پنهان و سوالات بی پاسخ است که باعث می شود بینندگان بارها و بارها آن را تماشا کنند تا لایه های جدیدی از معنا را کشف کنند. این معماگونگی، کنجکاوی طبیعی انسان را برمی انگیزد و تجربه ای فعالانه از تماشا را فراهم می کند.
پتانسیل وایرال شدن
دیالوگ های به یاد ماندنی، آهنگ های چسبنده (که به سرعت به ملودی های ترسناک تبدیل می شوند) و تصاویر شوکه کننده و به یاد ماندنی DHMIS، آن را به محتوایی بسیار مستعد برای وایرال شدن در شبکه های اجتماعی و پلتفرم های اشتراک ویدیو تبدیل کرد. صحنه های کلیدی و جملات خاص آن به میم های اینترنتی تبدیل شدند و به گسترش شهرت آن کمک کردند.
جامعه هواداران و تئوری ها
یکی از بزرگترین عوامل موفقیت DHMIS، جامعه هواداران بسیار فعال و پویا آن است. پس از هر قسمت، تئوری های بی شماری در مورد معنای پنهان، ارتباط بین قسمت ها، و سرنوشت شخصیت ها در فروم ها، ردیت و یوتیوب شکل می گرفت. این بحث ها نه تنها به ادامه حیات اثر کمک کرد، بلکه لایه های جدیدی از تفسیر را به آن اضافه کرد و آن را به یک اثر هنری مشارکتی تبدیل ساخت.
بازتاب مشکلات جامعه مدرن
مضامین DHMIS، مانند نقد سیستم آموزشی، مصرف گرایی، کنترل اطلاعات و اضطراب وجودی، ارتباط عمیقی با مشکلات جامعه مدرن و دغدغه های افراد در دنیای امروز دارد. این توانایی در بازتاب و نقد این مسائل، باعث شد مخاطبان با اثر ارتباط برقرار کرده و آن را فراتر از یک سرگرمی ساده ببینند.
از وب سری تا سریال تلویزیونی: تحولی در مقیاس و پیام
سیر تکاملی "Don’t Hug Me I’m Scared" از یک وب سری مستقل و کم هزینه در یوتیوب تا یک سریال تلویزیونی با بودجه بالاتر، نقطه ی عطفی در تاریخ این اثر محسوب می شود. وب سری اولیه، با شش قسمت کوتاه، بیشتر بر روی جنبه های تجربی، شوک آور و نمادگرایی فشرده تمرکز داشت. کیفیت تولید، هرچند بالا برای یک پروژه مستقل، محدودیت هایی داشت که خالقان با نبوغ و خلاقیت خود آن ها را جبران می کردند. پیام ها غالباً به صورت استعاری و مبهم منتقل می شدند و هر قسمت حس جداگانه ای از وحشت یا پوچی را القا می کرد.
با این حال، سریال تلویزیونی سال ۲۰۲۲، که توسط شبکه Channel 4 و شرکت Blink Industries تولید شد، نشان دهنده یک تحول بزرگ در مقیاس و داستان سرایی بود. افزایش بودجه و منابع، امکان استفاده از جلوه های ویژه پیشرفته تر، تکنیک های انیمیشن پیچیده تر و طراحی صحنه دقیق تر را فراهم آورد. این سریال به شخصیت ها عمق بیشتری بخشید و روایت های پیچیده تری را ارائه داد که به یکدیگر متصل بودند و یک داستان کلی تر را تشکیل می دادند. در حالی که وب سری بیشتر شبیه به کابوس های تک صحه بود، سریال تلویزیونی به یک کابوس پیوسته با خط داستانی بسط یافته تبدیل شد.
این تحول منجر به پیام های واضح تر و در عین حال عمیق تر شد. فصل تلویزیونی توانست همان تاثیر اولیه را با حفظ ماهیت سوررئال و ترسناک خود داشته باشد، در حالی که پرداخت بیشتری به پس زمینه و روابط بین شخصیت ها می کرد. این توسعه یافتن داستان و شخصیت ها، به طرفداران قدیمی فرصت داد تا به دنیای DHMIS عمیق تر شیرجه بزنند و مخاطبان جدید نیز با ساختاری منسجم تر مواجه شوند.
Don’t Hug Me I’m Scared برای چه کسانی مناسب است؟
با توجه به ماهیت منحصربه فرد و مضامین عمیق "Don’t Hug Me I’m Scared"، این انیمیشن برای همه مخاطبان مناسب نیست. این اثر حاوی محتوای بزرگسال، صحنه های ناراحت کننده، کمدی سیاه و گاهی اوقات تصاویر گرافیکی است که می تواند برای برخی از بینندگان ناخوشایند باشد. بنابراین، تماشای آن به نوجوانان بالای ۱۶ سال و بزرگسالان توصیه می شود.
اگر از علاقه مندان به محتوای عمیق، متفاوت و تفکربرانگیز هستید؛ اگر به انیمیشن هایی با ژانر سوررئال، ترسناک روانشناختی و کمدی سیاه علاقه دارید؛ و اگر از آثاری که شما را به تحلیل و کشف لایه های پنهان ترغیب می کنند، لذت می برید، "Don’t Hug Me I’m Scared" تجربه ای بی نظیر برای شما خواهد بود. این انیمیشن برای کسانی است که به دنبال چیزی فراتر از سرگرمی صرف هستند و می خواهند مرزهای ذهنی خود را به چالش بکشند.
نتیجه گیری: میراث یک کابوس بیدار
"Don’t Hug Me I’m Scared" چیزی فراتر از یک انیمیشن ساده است؛ این اثری هنری است که به عنوان یک نماد فرهنگی در دنیای انیمیشن و فرهنگ پاپ جایگاه ویژه ای یافته است. با تلفیق هوشمندانه انیمیشن کودکانه و وحشت روانشناختی، DHMIS توانسته است مرزهای انتظارات مخاطب را در هم شکند و پیام های عمیق و چالش برانگیزی را در مورد آموزش، مصرف گرایی، آزادی اراده و ماهیت واقعیت ارائه دهد. میراث این انیمیشن، نه تنها در محبوبیت گسترده و جامعه هواداران پرشور آن، بلکه در توانایی اش برای تحریک تفکر و برانگیختن بحث های فلسفی نهفته است. "به من دست نزن من می ترسم" یک کابوس بیدارکننده است که تا مدت ها پس از تماشا، ذهن بیننده را به خود مشغول می سازد و او را به بازنگری در آنچه واقعی و کنترل شده می پندارد، وامی دارد.
آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "معرفی انیمیشن به من دست نزن من می ترسم (DHMIS)" هستید؟ با کلیک بر روی فیلم و سریال، ممکن است در این موضوع، مطالب مرتبط دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "معرفی انیمیشن به من دست نزن من می ترسم (DHMIS)"، کلیک کنید.